شاعر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
شاعر فقیر

شاعر (اسم فاعل و از مشتقات شعر) سراینده، چکامه‌سرا،[۱][۲] چامه‌سرا،[۳][۴] یا سَرواده گو[۵] به کسی گفته می‌شود که قدرت سرودن اشعار و به نظم کشیدن مطالب را بر مبنای فنون ادبی داشته باشد

تعریف شعر و شاعر

مقصود از شعر در علم منطق، سخنی است که نوعاً از قضایای مخیّلات تشکیل شده باشد، و به منظور تأثیرگذاری بر دیگران از طریق عاطفه و تحریک احساسات، ادا شود. هدف شاعر این است که در پرتو خیال پردازی و صورتگری لفظی، مخاطب خود را تحت تأثیر عاطفی قرار دهد و مطابق میل گوینده شعر، پذیرای خواسته‌های خود گرداند. از آنجا که بیان کردن قضایای مخیّله همراه با وزن و قافیه، بهتر در روحیه مخاطبان تأثیر می‌گذارد و احساسات و عواطف آنان را تحریک می‌نماید، بنا بر این بسیاری از دانشمندان علم منطق، وزن و قافیه را هم به عنوان عوامل اساسی و مؤثّر در تدوین شعر، قلمداد نموده‌اند و مراعات آن را به شاعران توصیه کرده‌اند.

نقش شاعران در تاریخ

بسیاری از شاعران و سرایندگان در طول تاریخ، نقش مهم و کلیدی را در تحریک احساسات و عواطف فرمانروایان و عموم مردم در راستای خواسته‌های خود ایفا کرده‌اند. به عنوان نمونه، شعر معروف رودکی را مثال می‌آوریم که باعث شد پادشاه معاصرش، برای سفر به سوی بخارا مصمّم گردد:

ای بخارا شاد باش و دیر زی

شاه زی تو میهمان آید همی

شاه سرو است و بخارا بوستان

سرو سوی بوستان آید همی

شاه ماه است و بخارا آسمان

ماه سوی آسمان آید همی

همچنین، سرودن شعرهای حماسی توسط برخی از شاعران در میدانهای نبرد، چه بسا لشکری شکست خورده و فراری را مجدّدا منسجم ساخته و با دمیدن روح امید از طریق تحریک عاطفه و احساسات سربازان و فرماندهان، دو باره آن لشکر را به صحنه جنگ بازگردانده و پیروزی‌ها آفریده‌است، مثل برخی از شعرهای حماسی فردوسی:

چو فردا بر آید بلند آفتاب

من و گرز و میدان و افراسیاب

سبک‌های شعر

هر شاعر معمولاً سبک ویژه‌ای در شعر گفتن دارد. معروفترین انواع سرودن شعر در نزد شاعران فارسی‌زبان عبارتند از شعر کلاسیک فارسی و شعر نو.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «چکامه‌سرا».
  2. فرهنگ فارسی معین، سرواژهٔ «چکامه‌سرا».
  3. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «چامه‌سرا».
  4. فرهنگ فارسی معین، سرواژهٔ «چامه‌سرا».
  5. لغت‌نامه دهخدا

منابع